
گاهی باید یاد گرفت همیشه دلی که برایت می تپد، ماندگار نیست، باید یاد گرفت که قدر بعضی از لحظه ها را بیشتر دانست. باید یاد گرفت گاهی ممکن است آنقدر تنها شوی که هیچ چشمی اتفاقی هم تو را نبیند. ژوان هریس...
ادامه مطلب
یه روز تابستونی نزدیکای ظهر به هم برسید بعد برید یه گوشه و تا عصر اونقدر همو ببوسید که تا دو روز بعد لباتون بسوزه و مور مور بشه بعد تا یه ماه در مورد اون روز حرف بزنید و دلتون غنج بره و بعد..... چه آسون همه چیز رنگ می بازه و فراموش می شه...
ادامه مطلب
با این سرعتی که دوستان تو زندگی مجازی آدم پیدا و ناپدید می شن گاهی فکر می کنم آدم نیستن شهاب سنگن...
ادامه مطلب
کنارم xa0نشسته بود و داشت خیلی آروم طوری که کسی نشنوه جایی بین شونه و گوشم کلمات رو بیرون می ریخت. گله می کرد از پارتنرش، دوست پسرش یا عشقش، نمی دونم با این چیزایی که تعریف می کرد خیلی نمی تونم در مورد نوع رابطه شون مطمئن باشم. از دید دختر پای عشق در میان بود ولی با این چیزایی که میگفت به نظر من پسر یه پارتنر س.ک.س بی ادب و موهن بیشتر نبود. می گفت گاهی چند روز می شه که جواب پیام هام رو نمی ده، تلفنی حرف زدنمون اگه لطف کنه و وقت بذاره هفته ای یک باره، هر وقت سرحال باشه و هیییچ مشکلی نداشته باشه ه...
ادامه مطلب
پروردگارا! به همه ی همسایگان طبقه ی بالا شعور، فهم و درک عنایت بفرما...
ادامه مطلب
پاییزxa0بیشتر برایت زنگ می زنمxa0منتظرمxa0از سردی هوا صدایم بگیردxa0تو دیگر صدایم را نشناسیxa0راحت بگویمxa0چقدر دلم برایت تنگ استxa0دیگر نمی خواهم آشنای تو باشمxa0غریبه ها همیشه عزیز ترند فرید صارمی ...
ادامه مطلب
اینقدر خاطره نسازید برای هماز کوچه هاخیابان ها ....یک جا را بگذارید برای روز مباداxa0یک جا که خاطرات را بر سرتان آوار نکند...! ازxa0#کافه_سخن...
ادامه مطلب
شوخی کردم. این جمله منو به مرز جنون می رسونه طوری که می تونم قید هرچی بین منو طرفم بوده بزنم. عزیزم هر انتقادی داری بگو دلیلی نداره مثل این بچه هایی که زنگ می زنن و فرار می کنن حرف دلتو می زنی و بعد می گی شوخی کردم و از زیر بار عواقب حرفت فرار می کنی....
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
بعد از 4 سال می بینیش قیافه ی درب و داغون سرماخوردت باعث نمی شه که محکم نبوستت پ ن: از معدود چیزهایی که هنوز بهشون ایمان دارم همین دوست داشتن های قدیمیه...
ادامه مطلب
بگذار بخوابم مادر!هر بار بیدار مى شومهزاران پرنده از سینه ام کوچ مى کنندهزاران ماهى در دریای ذهنم جان مى دهندxa0هزار ارزو در دلم ته نشین مى شودهزار حرف بر کویری لبانم ترک مى خوردهزار مار سیاه بر گلوگاهم چنبره مى زنندهزار کفتار گرسنه در هوس دندان گرفتن زنى میان آتش کمین مى کنندxa0و مردی که انگار دوستم دارددر دور دستxa0زنى میان آتش را نظاره مى کندو دست تکان مى دهد........که برگرد بیا؟؟؟که خداحافظ ؟؟؟یا مادرش بگذار بخوابد؟؟؟..نیکى فیروزکوهی...
ادامه مطلب
چه چیـز در این جـهان، غریبانهتـر از زنی اسـت،که خودش را،و تنهاییاش را بغل میکند و می پُوسـداما حاضـر نیـست دیگر کسی را دوسـت بدارد!؟ مریم ملک دار...
ادامه مطلب
می گم: تنهایی خرخره م رو به دندون گرفته. می گه: منم همینطورم، همه همینطوریم. من تو خونه تنها م یک ماهه از خونه بیرون نرفتم تنها همدمم کامپیوترمه و دنیای مزخرف مجازی. می دونم تقصیر خودمه حبس کردم خودم رو بیرون نمی رم کسی نمیاد من احساس تنهایی می کنم تو هم که صبح تاشب بیرونی با دوستات خرید و تفریح و سفر احساس تنهایی می کنی این تنهایی چیه که بین من و تو که هیچ نقطه ی مشترکی نداریم مشترکهxa0 پ.ن: میدونم جمله هام سر وته ندارن غلط املایی و دستوری دارم واسه ی اینه که بدون هیچ چرک نویسی اینجا می نویسم ...
ادامه مطلب