بگذار بخوابم مادر!
هر بار بیدار مى شوم
هزاران پرنده از سینه ام کوچ مى کنند
هزاران ماهى در دریای ذهنم جان مى دهند
هزار ارزو در دلم ته نشین مى شود
هزار حرف بر کویری لبانم ترک مى خورد
هزار مار سیاه بر گلوگاهم چنبره مى زنند
هزار کفتار گرسنه در هوس دندان گرفتن زنى میان آتش کمین مى کنند
و مردی که انگار دوستم دارد
در دور دست
زنى میان آتش را نظاره مى کند
و دست تکان مى دهد....
....که برگرد بیا؟؟؟
که خداحافظ ؟؟؟
یا مادرش بگذار بخوابد؟؟؟
.
.
نیکى فیروزکوهی
ما را در سایت شهریور 4 دنبال میکنید
برچسب: مهر8,مهر8,من فيلم 8,مهر87 یادتون بمونه,مدرسه مهر8,مهر87,پزشکی مهر89شیراز,داروسازی مهر89,ورودی مهر89, نویسنده: بازدید: 5